تا اینجای دوره، شما با احساس همدلی (empathy) با کاربران و ساختن empathy map برای شناسایی user pain points آشنا شده‌اید. در مرحله بعد، بیایید پرسوناها و چرایی استفاده طراحان UX از آنها را بررسی کنیم. در طراحی UX، پرسوناها (Personas) کاربران خیالی هستند که اهداف و ویژگی‌های آنها نشان‌دهنده نیازهای گروه بزرگتری از کاربران است. پرسوناها می‌توانند به ما در شناسایی الگوهای رفتاری در کاربران کمک کنند. این الگوها ممکن است به یک نقطه درد مشترک اشاره کنند که گروهی از کاربران آن را تجربه می‌کنند. در حالی که شخصیت‌ها تخیلی هستند، ما این شخصیت‌ها را از ابتدا نمی‌سازیم، بلکه آنها را بر اساس تحقیقات می‌سازیم. اگر مجموعه‌ای از شخصیت‌ها را می‌خواهید که واقعاً نمایانگر کاربران بالقوه شما باشد، باید تحقیقات خود را انجام دهید. همانطور که تحقیق می‌کنید، تصاویری در مورد اینکه کاربران شما چه کسانی هستند در ذهن خود ایجاد خواهید کرد. اینها به شخصیت شما تبدیل خواهند شد. بیایید با هم یک پرسونا بسازیم.

ساختن پرسونای کاربر (user persona)

در دنیای طراحی UX، کاربر همیشه حرف اول را می‌زند. اما برای اینکه نیازهای کاربر را در اولویت قرار دهیم، باید بدانیم در مورد چه کسی صحبت می‌کنیم. ابتدا باید بفهمیم که شخصیت ما چه گروه کاربری را نشان می‌دهد.

پرسوناها با انجام تحقیقات کاربر (UX Research) و شناسایی نقاط درد مشترک ایجاد می‌شوند. این نقاط درد در واقع همان مشکلات UX هستند که کاربر را از دریافت آنچه از یک محصول نیاز دارد، ناامید می‌کند.

تصور کنید در حال طراحی یک برنامه جمع‌آوری کمک مالی هستید که سازمان‌های غیرانتفاعی را با داوطلبان مرتبط می‌کند. شما تحقیقات ثانویه‌ای انجام داده و با طیف متنوعی از کاربران مصاحبه‌های تلفنی انجام می‌دهید. فرض کنید در طول تحقیقات، متوجه می‌شوید که متخصصان مجرد در مناطق روستایی دو برابر بیشتر از متخصصان مجرد در شهرهای بزرگ کمک مالی برای مسائل محیط زیستی می‌کنند. همچنین متوجه می‌شوید که مجردهای شهرهای بزرگ بیشتر از افراد حرفه‌ای مجرد در مناطق روستایی داوطلب می‌شوند. بر این اساس، یکی از گروه‌های کاربری (user group) شما ممکن است مالک سازمان‌های غیرانتفاعی زیست‌محیطی در مناطق روستایی باشد. گروه کاربری مجموعه‌ای از افرادی است که علایق، اهداف یا نگرانی‌های مشابهی دارند. اکنون که یک گروه کاربری قوی را شناسایی کرده‌ایم، بیایید یک پرسونا برای نشان دادن آن بسازیم.

آماده‌اید؟

با Tsering Choedon، بنیانگذار ourplanet.org آشنا شوید. همانطور که ما پرسونا را می‌سازیم، می‌خواهیم عکس او و یک طرح زندگی نامه کوتاه را اضافه کنیم. مواردی مانند سن، شغل، زادگاه، وضعیت تأهل، و سایر اطلاعات جمعیت شناختی که ممکن است به ما در درک بهتری از اینکه گروه کاربری ما چه کسی است بدهد. بنابراین تصور کنید که او 35 ساله است، مدرک لیسانس زبان انگلیسی دارد و با همسرش و دو سگ نجات در بلیو، نبراسکا زندگی می‌کند.

پس از اطلاعات بیروگرافی، کمی در مورد اهداف حرفه‌ای و وظایف روزانه او می‌نویسیم. Tsering به عنوان بنیانگذار یک سازمان غیرانتفاعی، احتمالاً نقش‌های زیادی مانند نوشتن کمک هزینه‌ها و صحبت با مقامات شهری در مورد طرح‌های سبز هیجان انگیز را ایفا می‌کند. او همچنین ساکنان را در مورد چگونگی و مکان بازیافت زباله‌های خود آگاه می‌کند.

پس از آن، از آنجایی که در حال طراحی یک برنامه هستید، ممکن است بخواهید بدانید که Tsering در مسیریابی آنلاین و کار با فناوری چقدر راحت است. بیایید بگوییم که او چندان اهل فن‌آوری نیست، اما می‌داند که اگر می‌خواهد داوطلبان بیشتری پیدا کند، باید سازمان غیرانتفاعی خود را آنلاین کند.

در نهایت، ممکن است بخواهید از او یک نقل قول جذاب بگویید، چیزی که او می‌گوید تا هر روز به خودش و تیم کوچکش الهام بخشد. برای Tsering که ممکن است چیزی شبیه «سبز شدن هر روز» باشد. و دقیقاً به همین ترتیب، گروه کاربری (user group) شما به یک فرد واقعی تبدیل می‌شود که تیم می‌تواند اپلیکیشن خود را پیرامون آن بسازد. به خاطر داشته باشید که هر شخصیتی که ایجاد می کنید یک گروه کاربری را برای تیم شما انسانی می‌کند.

Tsering فقط یک پرسونا را نمایندگی می‌کند. شما می‌خواهید پرسوناهایی بسازید تا نماینده هر user group کلیدی شما باشد و این زمان می‌برد. آیا ساختن این همه پرسونا ارزشش را دارد؟

پاسخ کوتاه؟ کاملا.

حالا برای پاسخ طولانی تر باید بگوییم پرسوناها همدلی ایجاد می‌کنند و به کاربر چهره می‌دهند. آنها به انسان‌سازی کاربران ما کمک می‌کنند. آنها به ذینفعان ایده واضح‌تری از اینکه کاربران واقعاً چه کسانی هستند می‌دهند و تجربه کاربری را معنادارتر می‌کنند.

بیایید یک تست کوچک انجام دهیم. وقتی به شما می‌گویم، حدود 533000 نفر بالای 100 سال در جهان امروز زندگی می‌کنند، احتمالاً این موضوع برای شما فقط تا یک ثانیه قبل از فراموش کردن سریع این عدد، کمی جالب به نظر بیاید. اما اگر درباره Mavis Hunter به شما بگویم، یک دونده رقابتی که تنها دو سال پیش پس از 100 سالگی این ورزش را شروع کرد، به احتمال زیاد او تأثیر طولانی‌تری روی ذهن‌تان بر جای می‌گذارد. چرا؟ او باعث می‌شود احساسات شما بیشتر درگیر موضوع شود؛ کاری که آمار نمی‌تواند انجام دهد. زیرا احساس می‌کنید که یک فرد واقعی است. شما می خواهید به او کمک کنید تا به انجام کاری که دوست دارد ادامه دهد. این قدرت پروسوناهاست.

علاوه بر این، شخصیت‌ها داستان می‌گویند. به همین دلیل است که پرسوناها برای تبدیل ارائه سهامداران به یک تجربه داستان‌گویی کلیدی هستند. اگر مشتری شما در حال ساخت یک برنامه جدید در حال اجرا است، Mavis به ایجاد ویژگی‌های جدید یا گسترش دسترسی‌ها برای ورزشکاران سالمند کمک می‌کند.

بسیار خوب، پس شخصیت‌ها همدلی ایجاد می‌کنند و داستان می‌گویند. اما چرا به مجموعه‌ای کامل از شخصیت‌ها نیاز دارید؟ خوب، یک شخصیت برای بیان تمام جوانب یک داستان طراحی کافی نیست. شما برنامه در حال اجرا را فقط برای Mavis بهبود نمی‌دهید. به همین دلیل است که شما به مجموعه‌ای از شخصیت‌ها نیاز دارید. همه user groupها باید به وضوح نشان داده شوند. این به ذینفعان تنوع گروه‌های کاربری‌شان را نشان می‌دهد و به شما امکان می‌دهد ویژگی‌ها را برای کاربرهای مختلف آزمایش کنید.

این ما را به سومین دلیل برای ارزش شخصیت‌ها هدایت می‌کند. بیایید به برنامه در حال اجرا برگردیم. چیزی که برای Mavis کار می‌کند ممکن است برای دایان، مادر شاغل سه فرزند زیر پنج سال کارساز نباشد. آنچه برای Mavis اهمیت دارد با چیزی که برای دایان اهمیت دارد یکسان نیست. Mavis دسترسی می‌خواهد، در حالی که مادر شاغل ما زمان می‌خواهد. پرسوناها مطمئن می‌شوند که ما طراحان چیزی را ایجاد می‌کنیم که به نفع طیف گسترده‌ای از کاربران باشد.

به عنوان مثالی دیگر، تصور کنید که داده‌های جمع‌آوری‌شده از مصاحبه‌های کاربران برای اپلیکیشن داگ‌واکر نشان می‌دهد که بسیاری از کاربران بالقوه بین 45 تا 60 سال نگران دسترسی سگ‌گردان‌ها به خانه‌هایشان هستند. این قطعاً نقطه دردی است که شما می‌خواهید در شخصیتی که نماینده آن گروه سنی خاص از کاربران است، بگنجانید.

برای اپلیکیشن داگ‌واکر، به یک سناریو از دیدگاه صاحب سگ فکر کنید:

  • دانیلا یک تهیه کننده فیلم آزاد 48 ساله است که با شریک زندگی خود پریا و دو فرزندشان در آتلانتا، جورجیا زندگی می‌کند. این خانواده اخیرا یک توله سگ گلدن رتریور به نام سیسکو را به فرزندی قبول کردند.
  • خانواده به طور منظم با بچه‌ها برای مسابقات ژیمناستیک سفر می‌کنند و دانیلا اغلب در زمان فیلمبرداری برای مدت طولانی سفر می‌کند. دانیلا می‌خواهد کسی را پیدا کند که از توله سگ سیسکو وقتی که خانواده دور یا مشغول هستند مراقبت کند.
  • بزرگترین نگرانی دانیلا اعتماد به یک غریبه برای آمدن به خانه آنها و مراقبت از توله سگ آنها است. دانیلا دوست دارد کسی را استخدام کند که می‌داند چگونه از توله سگ‌ها مراقبت کند و می‌تواند سیسکو را به پیاده‌روی و پارک سگ‌ها ببرد.

در اینجا با استفاده از الگوی ایجاد پرسونا که در بالا نشان داده شده است، یک پرسونا برای دانیا نوشته‌ایم:


می‌توانید از اطلاعات موجود در پرسونا برای ایجاد طرح‌هایی استفاده کنید که مستقیماً با کاربران صحبت می‌کنند، مانند Daniela. این تضمین می‌کند که کاربران بهترین تجربه را هنگام استفاده از محصول شما داشته باشند! به عنوان مثال، در طرح‌های خود، ممکن است بخواهید نشان دهید که داگ‌واکرها توسط برنامه غربالگری می‌شوند و باید بررسی‌های پس‌زمینه را انجام دهند، که به کاربرانی مانند دانیلا اطمینان می‌دهد سگ آنها ایمن خواهد بود.

به طور کلی، ایجاد 3 تا 8 پرسونا برای نشان دادن اکثریت کاربران یک محصول کافی است.

به شخصیت‌ها به عنوان یک نمای کلی از تمام تحقیقات و مصاحبه‌های خود فکر کنید. در حالی که نمایش دقیق کاربران برای پرسوناها مهم است، برآورده کردن هر یک از نیازهای خاص آنها غیرممکن است. پرسوناها همچنین context-specific هستند، به این معنی که باید روی رفتارها و اهداف کاربرانی که به طور موثر با محصول تعامل دارند، متمرکز شوند.

در اینجا یک نکته حرفه‌ای وجود دارد: قبل از ساختن پرسونا، نظر تیم خود را در مورد کاربران محصول دریافت کنید. سپس، پس از ساختن پرسونا، آن پیشنهادات تیم خود را مرور کنید و آنها را با پرسوناهایی که ایجاد کردید مقایسه کنید. به این نکته اشاره کنید که چگونه داده‌ها با پیشنهادات آنها هم‌راستا بودند یا تناقض داشتند. همه اعضای تیم شما برای اینکه واقعاً با کاربران خود ارتباط برقرار کنند باید شخصیت‌ها را درک کنند.

راه‌های زیادی برای ایجاد پرسونا وجود دارد. شما می توانید انواع الگوهای پرسونا را از طریق تمپلیت‌های زیر ببرسی کنید:

ممکن است متوجه شوید که برخی از شخصیت‌ها بسیار طولانی و با جزئیات هستند! یا، ممکن است متوجه موضوعات مختلفی در نمونه‌های پرسونا شوید که ما در این دوره به آنها نپرداخته‌ایم. بهترین کار این است که قالب پرسونایی را انتخاب و استفاده کنید که برای شما و پروژه طراحی شما بهترین کارایی را دارد.

اطلاعات بیشتر: introduction to personas

شما تاکنون برخی از ابزارهای عالی برای همدلی با کاربران و درک نقاط درد آنها را آموخته‌اید. ما در مورد چگونگی جذب شرکت‌کنندگان برای مصاحبه و نحوه انجام مصاحبه به روشی بحث کردیم که به ایجاد قوی‌ترین بینش در تجربه کاربر کمک کند. سپس یاد گرفتید که چگونه از رونوشت‌های مصاحبه برای ساختن نقشه‌های همدلی جهت شناسایی نقاط درد کاربر و ایجاد پرسونا استفاده کنید. اکنون که می‌دانید پرسونا چیست، پرسوناها برای طراحان UX چه می‌کنند و چگونه یک پرسونا بسازید، بیایید بدانیم که چگونه پرسوناها به ما کمک می‌کنند تا یک داستان کاربر (user story) را بیان کنیم.